منطقه امن

 

گذشتم از تو ...

وقتی کاری از دستم بر نمی آد باید بگذرم ،

باید گذشت

                    گذاشت

                                و رفت ...

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٤ شهریور ۱۳۸٥ - افسانه

آغوش الله

خدایا فقط آرومم کن

آبرومو حفظ کن

رهایی، پرواز ،خالی بودن

تجربه لمس تو ،تجربه اینکه در آغوش الله آروم بشم

خدایا از دست کسی کاری بر نمی آد ،

فقط تو رو دارم  به دادم برس  

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸٥ - افسانه

کعبه یک سنگ نشانی است

یادش به خیر

پارسال ...

کعبه یک سنگ نشانی است که ره گم نشود

حاجی احرام دگر بند وببین یار کجاست ....

خدایا بازم منو بنده خاصت بنام و رخصت بده یک بار دیگه به دور کعبه بچرخم

 

چه خوب که کعبه خالی است .اینجا هیچ کس نیست .فقط تو هستی و او ...

 

اینجا کجاست :میقات  میعاد  محمد  ابراهیم  هاجر  الله

 

تو کجا ؟اینجا کجا؟

 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸٥ - افسانه

عروس ماهیگیر شدم !!

 

 

...ماهی شده بود باورش

تور اگه بندازه سرش

میشه عروس ماهی ها شاه ماهی میشه همسرش

ماهی باورش نبود

تور اگه بندازه سرش

نگاه سرد ماهیگیر  میشه نگاه آخرش....

منم قرار بود عروس شاه ماهی بشم

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸٥ - افسانه

نیمه شعبان

یادش به خیر پارسال این موقع توی مدینه بودم ،نیمه شعبان...

راز ونیاز وگریه ...

پارسال چه بزرگ بودم چه دوست داشتنی چه تازه

امسال چه تنهام چه غمگین

یا مهدی تو وساطتی کن و حال خراب مرا دریاب .

یامهدی نکنه تنها بمونم .

یامهدی یا زهیر و برگردون یا شعله های این عشق رسوا کننده را خاموش کن

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٧ شهریور ۱۳۸٥ - افسانه

منطقه امن !!

نمیدونستم که اینقدر به وبلاگم وابسته شدم .چند روزی بود که صفحه وبلاگم باز نمی شد ،نمی دونم چرا ؟

امشب باز شد و اومدم توی منطقه امن ، به یاد زهیر ...

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸٥ - افسانه

سکوت ، سرشار از ناگفته هاست

تنها حقیقت است که رهایی می بخشد .

گاه آن کس که ما را به حقیقت میرساند خود از آن عاری می باشد

 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸٥ - افسانه

سهم من رو بدین !

خداجونم

دیگه کم کم دارم فکر می کنم که سهم من از دنیا تنهایی است

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۸٥ - افسانه

چه بیصدا بدنیا آمدم !

۷ شهریور روز تولد من ،

اما امسال بی تو ،

کنارم نبودی ،بوسه ای بر گونه ام نگذاشتی ،

امروز عشقی نثارم نشد ،ماهها به امید امروز دل خوش کرده بودم ،به خودم دلداری میدادم که اگه دوستم داره روز تولدم زنگ میزنه ،

شکستم ،برای هزارمین بار ...

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۸٥ - افسانه